close
چت روم
رمان یا تو یا هیچکس دیگه (قسمت 1)

رمان یا تو یا هیچکس دیگه (قسمت 1)

رمان,رمانسرا,رمان خونه,رمان عاشقانه,رمان یا تو یا هیچ کس دیگه,
اواسط اردیبهشت ماه بود و هوا حسابی خنک.من و الهان بی خیال در حالی که می خندیدیم از مدرسه بیرون آمدیم،هنوز به انتهای کوچه نرسیده بودیم که  صدای موتور و به دنبال آن صدای شاهرخ را شنیدم: _سلام. _سلام...حالت چطوره؟ نگاهی به الهام که سرش پایین بود انداختم و گفتم: _خوبم! _از اینجا رد می شدم گفتم تا اینجا که اومدم،تو رو هم می رسونم. خیلی جدی گفتم: _مگه خبر نداری؟ _از چی؟ _ازاینکه خودم دو تا پا دارم. خندید و گفت: _سوار شو. _ممنون،خودم می رم. _چرا تعارف می کنی؟سوار شو دیگه. _جایی کار دارم...تو برو.…
˙·٠•●♥عاشقونه♥●•٠·˙

امروز : چهارشنبه 04 مهر 1397

خانه انجمن ورود ثبت نام آرشیو آپلود تماس با ما طراح قالب