close
چت روم
رمان بمون کنارم (قسمت 5)

رمان بمون کنارم (قسمت 5)

رمان,رمانسرا,رمان خونه,رمان بمون کنارم,
اما یادش نبود که تماس های دختر غریبه را که چند لحظه قبل زنگ می زد را پاک کند ... کلید را داخل در انداخت و آن را باز کرد. در را بست و به سمت اتاقش رفت. صدای پشت سرش او را متوقف نمود: - سلام برگشت و به شمیم نگاه کرد. بی حوصله گفت: - سلام و باز حرکت کرد تا به اتاقش برود که: - ارمیا؟ ایستاد و با…
˙·٠•●♥عاشقونه♥●•٠·˙

امروز : چهارشنبه 27 تیر 1397

خانه انجمن ورود ثبت نام آرشیو آپلود تماس با ما طراح قالب